تبليغاتX
کلاسیک

 

اعتقادات اون چیزهایی هستند که تو ذهن ما جا خوش کردن و یا اگه بهتر بخواهم بگم تئوری های ذهنی ما رو این عقاید شکل دادن . و سلیقه رو من اون چیزی تعریف می کنم که با وجود این عقاید در عمل نشون می دیم .

حالا سوال اینجاست كه  تو زندگی هامون و امور روزمره چقدر اعتقادات و سلیقه ي ما آدم ها با هم هماهنگی و هم خوانی دارن ؟ آیا هم جهت و هم سو با هم دیگه حرکت می کنن و یا در تضاد و مغایرت با هم دیگه به سر می برن ؟

راستی و درستی در گفتار و در عمل رو همه ی ما بهش معتقدیم ولی سلیقه ي  بعضی از ما آدمها اینه که بهم دروغ بگیم . حفظ حقوق شهروندی و احترام به حقوق متقابل همدیگر رو تمام ما می پذیریم ولی تو زندگی روزانه مون یه سری موقعیت ها پیش میاد که باعث می شه سلیقه ي ما طور دیگه ای رفتار کنن و به حقوق دیگران تجاوز کنن و حق اونها رو ضایع کنن. چی باعث می شه در حالی که از قبح و زشتی یک عمل که همه ازش باخبریم و اون رو نفي مي كنيم ولی باز اجازه بدیم سلیقه هامون ما رو وادار کنن اون عمل رو انجام بدیم  و....خیلی از این گونه موارد می شه مثال زد که اعتقاد و سلیقه ی ما آدم ها با هم در تضاد باشن. آیا اعتقاداتی که پذیرفتیم زورکی و تحمیلی بوده ؟ یا درونی نشده که این قدر تو عمل سست و وارفته جلوه می کنن؟ چی باعث می شه به جیزی اعتقاد پیدا کنیم و چه عاملی باعث می شه اون عقیده رو در عمل نفی کنیم در حالی که همچنان تو ذهنمون به اون عقیده وفادار بمونیم ؟

منفعت طلبی ، سود شخصی ، این که همه چیز رو برای خودمون می خواهیم ، گم کردن فلسفه زندگی و نا آگاهی از اون  همه ی این ها می تونه جواب سوال من باشه .سلیقه هامون دارن اعتقاداتمون رو کمرنگ می کنن و اونو به حاشیه مغزمون هل می دن و کم کم فراموشی بهمون دست می ده که کی هستیم و چی کار داریم می کنیم .

 

     «ایمان ، فتحی دشوار است و برای استقرار ، نیازمند نبردهای روزمره »

 

+ نوشته شده توسط محمد صادق عظیمی در دوشنبه چهارم شهریور 1387 و ساعت 10:44 |

بخش دوم و پاياني

در مورد طرح هدفمند كردن يارانه هاي پرداختي توسط دولت(  البته ريز و جزئيات اين طرح هنوز منتشر نشده است و رئيس جمهوري و تيم اقتصادي دولت تنها به كلي گويي هاي در اين مورد اكتفاء كرده اند) چند نكته به ذهنم ميرسه كه البته تحت تاثير همين كلي گويي ها هست .

نكته اول

براي تخصيص يارانه ها به صورت كاراء و البته به طور عادلانه اولين و يكي از مهمترين اقدامات شناسايي دهك هاي مختلف درآمدي و تقسيم و جاي دادن تمام خانوارها در ده دهك درآمدي مي باشد . تدبيري كه دولت در نبود يك بانك اطلاعاتي قوي در مورد وضعيت اقتصادي مردم و مشاغل آنها انديشيده است كمك گرفتن از مركز آمار و توزيع پرسشنامه هاي با نام ( اطلاعات اقتصادي خانوارها ) مي باشد . و از خانوارها تقاضا شده است كه با توجه به موارده خواسته شده اطلاعات خود را به طور دقيق و شفاف در آن قيد نمايند . به جرات مي توانم بگويم اين پرسشنامه ها به طور كامل بيانگر وضعيت  اقتصادي مردم نمي باشد. دو علت بر اين مدعاي خود ذكر مي كنم . ۱. عدم همكاري مردم و درج اطلاعات نادرست و ناقص : كه خود نشات گرفته از عدم اطمينان قشري از خانوارها به دولت در مورد اطلاعاتي كه در اختيار مي گذارند .۲. ضعف در گزينه هاي پرسشنامه ها و مشكلاتي كه در باره تجزيه و تحليل درستي يا نادرستي اطلاعات درج شده در فرم وجود دارد : در فرم ياد شده ۲ گزينه کلیدی وجود دارد كه از خانوارها درخواست شده است كه وجوه درآمدي خود را از مشاغل اصلي و همچنين ساير كسب و كارها غير از شغل اصلي درج نمايند. در مورد كارمندان و كارگران و نيروي كاري كه تحت استخدام دولت و مراكز رسمي بخش خصوصي هستند نبايد در اين باره مشكلي وجود داشته باشد. اما در مورد مشاغل آزاد كه اغلب به صورت دلالي و سفته بازي و سوداگري و ... هستند بايد چاره اي انديشيده شود . متاسفانه بعضي  از اين نامشاغل بالاترين سود و درآمد را در بين مشاغل ديگر به خود اختصاص مي دهند . جالب اينجاست كه همين دو گزينه كليدي و مهم در مقايسه با ساير موارد پرسشنامه  از قبيل بيمه و اتومبيل شخصي و وام بهتر و بیشتر  بيانگر نوع وضعيت اقتصادي خانوارها هستند . تدبير و راه حل دولت در اين باره چيست؟

نكته دوم

نحوه ي پرداخت يارانه ها به چه صورتي انجام خواهد گرفت ؟ پرداخت يارانه ها به دو صورت نقدي وكالائي صورت مي پذيرد. برداشتي كه باز هم از كلي گويي هاي مسؤلين مي توان كرد اين است كه تخصيص يارانه ها به صورت نقدي صورت خواهد پذيرفت . البته طبق تئوري هاي اقتصاد خرد پرداخت نقدي يارانه ها در مقايسه با مورد كالائي مطلوبيت بيشتري را براي خانوارها به همراه خواهد داشت . مثلا اگر يارانه انرژی به طور نقدی به خانوارها پرداخت شود خانوارها قادر خواهند بود با مدیریتی که بر روی مصرف خود در جهت صرفه جوئی انجام می دهند اضافه وجهی را به دست آورند و آن را به خرید کالا و خدماتی که برای آنها مطلوبیت بیشتری را ایجاد می کند اختصاص دهند.

نکته سوم

نگرانی که در مورد پرداخت نقدی یارانه ها وجود دارد نگرانی از بابت بروز و شدت گرفتن تورم (شوم ترین پدیده ی اقتصادی ) می باشد . پرداخت نقدی یارانه ها همراه با آزاد سازی قیمتی صورت خواهد گرفت . نکته ای که باید به آن توجه نمود این است که این آزاد سازی باید کاملا متناسب و هم سطح با یارانه اختصاصی به هر بخش انجام گیرد تا اثر تورمی این عمل به حداقل خود برسد . البته تغییر سیستم اقتصادی به مکانیسم تولید و توزیع بر طبق اصول بازار و خصوصی سازی و ایجاد رقابت و فضای بدون رانت کسب و کار می تواند اگر هم در کوتاه مدت این آزاد سازی اثر تورمی بر جای بگذارد در بلند مدت بدلیل   افزایش کارائی و تخصیص بهینه کالاها و خدمات اثرات تورمی این عمل را از بین ببرد .

نکته چهارم و پایانی

آیا میزان یارانه پرداختی به دهک های مختلف درآمدی مساوی است یا به طور تبعیض آمیز اجرا خواهد شد ؟

در مقاله ای که در این باره خواندم نویسنده معتقد بود که یارانه ها باید به طور کاملا مساوی به همه ی گرو ه های دزآمدی  پرداخت شود چرا که منابع یارانه ای ( نفت ) متعلق به همه ی اقشار جامعه ایران است و محروم با محدود کردن برخی افراد به دلیل این که این افراد از شم اقتصادی بالا و تلاش و کوشش بیشتری نسبت به سایرین برخوردار هستند را دلیل منطقی نمی داند و در آخر مقاله شاهدی بر این مدعای خود آورده بود که در زمان حکومت امام علی (ع) ایشان برای خود و برای غلامشان از بیت المال مقرری یکسان و مساوی به میزان ۳ درهم تعیین کرده بودند. من این طور فکر نمی کنم و قصد مقایسه شرایط دو جامعه را با هم نیز ندارم ولی این را میدانم که شرایط دو جامعه کاملا متفاوت بوده است و حضرت این کار را بنابه مصالحی که در آن زمان وجود داشته انجام می دادند . نفس پرداخت یارانه ها در این شرایط حمایت از اقشار کم درامد در جهت تامین حداقل نیازهای اولیه آنان و همین طور حمایت از تولیدکنندگان و صنایع نوزاد و نوظهور می باشد و همین طور جلوگیری از بروز و شدت گرفتن فاصله طبقاتی نیز می باشد . در مورد مالیات ها نیز عدالت مالیاتی به این معنا نیست که از همه ی افراد و مشاغل به طور مساوی مالیات گرفته شود . پس در نتیجه پرداخت نقدی یارانه ها باید متناسب با وضع در آمدی هر دهک درامدی صورت گیرد البته احتمال محروم کردن دهک های درامدی بسیار بالا نیز امری منطقی و محتمل به نظر می رسد .

 

+ نوشته شده توسط محمد صادق عظیمی در شنبه دوم شهریور 1387 و ساعت 20:3 |

یک خانواده از طبقه متوسط جامعه ایران را تصور کنید. آقای خانه صبح که از خواب بلند میشه سر میز صبحانش شیر یارانه ای وجود داره. برای رفتن به اداره یا سوار بر اتوبوس و متروی یارانه ای میشه و یا اگه اتومبیل شخصی داشته باشه از بنزین یارانه ای استفاده میکنه. فرزندشو به مدرسه ی یارانه ای می فرسته. در محل کار از کاغذ و برگ های یارانه ای استفاده می کنه. نهار یارانه ای رو در محل کار صرف می کنه . موقع برگشت از محل کار باز سوار بر اتوبوس و ... یارانه ی میشه . خانوم خانه نیز در امور نظافت خانه اعم از اتوکشی و پخت و پز و شست و شو و..... از انرژی یارانه ای استفاده می کنه. شب که خانواده دور هم جمع میشن از برنامه های یارانه ای صدا و سیما استفاده می کنن . در طول همین روز نیز اگر خدای ناکرده کسی از اعضای خانواده بیمار بشن میتونن از داروهای یارانه ای نیز استفاده بکنند . و....

یک روز سر کلاس اقتصاد توسعه دکتر ابراهیم رزاقی ( استاد پروازی از دانشگاه تهران ) ایشون مطلبی رو عنوان کردن به این مضمون که : «من در دهه شصت موقع درس دادن اقتصاد توسعه و اقتصاد ایران بغض گلوم رو می گرفت و ادامه درس دادن برام مشکل می شد .»  اون موقع از این حرف استاد چیز زیادی دستگیرم نشد و به حساب این که آدم خیلی حساسی یه گذاشتم . ولی حالا ....

دولت ایران سالانه چیزی در حدود ۹۰ هزار میلیارد تومان برای دادن انواع یارانه ها اختصاص می ده و جالب بدونیم که تقریباْ چیزی حدود ۷۰ درصد از این یارانه های اختصاصی یا به جامعه هدف اصابت نمی کنه و یا به روشهای مختلفی هدر و به دور ریخته میشه . ( حالا معنی بغض استاد رو می فهمم ).

طرح تحول اقتصادی که در تارک اون بحث ساماندهی یارانه های پرداختی توسط دولت است رو به فال نیک می گیریم . 

ادامه دارد....

+ نوشته شده توسط محمد صادق عظیمی در پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387 و ساعت 10:18 |

درود

اول از همه اینو بگم که چی شد به فکر نوشتن این وبلاگ افتادم. خوب معمولا هر کسی تو ذهنش یه سری فکر و دغدغه ی خاطر داره که هر لحظه با اونا داره زندگی میکنه. برام مهمه که شما هم اونا رو بدونید و نظراتونو بدید . البته آدرس وبلاگمو به هر کسی ندادم.

دومین مطلب این که چرا موضوع وبلاگم اقتصاد‌‌‌‌ و اجتماع و ادبیاته؟

اقتصاد : که خوب معلومه چهار سال براش درس خوندم و باز هم می خوام ادامه بدم طبیعیه که فکرم رو مشغول کنه.

اجتماع: بخشی  از هویت و درونمایهام  تو اجتماع شکل گرفته و در حال شکل گرفتنه و فکر می کنم حق اظهار نظر در این مورد رو حتما باید داشته باشم .

ادبیات : بعد از اقتصاد اون چیزی که بیشتر از همه دوست دارم ادبیاته. ادبیات یه جورای منو از زندگی و دنیا بی خیال میکنه .گاهی وقتها بی خیالی لازمه .

و مطلب آخر اینکه چرا عنوانه وبلاگمو « کلاسیک » گذاشتم ؟ چون :

مکتب و نوع نظام اقتصادی که بهش معتقدم «مکتب اقتصادی کلاسیک‌‌ِِِ »

در مورد اجتماع هم فکر میکنم برای خلاصی و رها شدن از آشفتگی مدرنیته لازمه گاهی اوقات به سنتهامون برگردیم.

و در مورد ادبیات هم همه ی قالب های ادبی و شعری رو دوست دارم ولی کلاسیک یه چیز دیگس.

شروع وبلاگم رو با یک نوشته ی ادبی شروع میکنم که تازه نوشتمو داغ داغه.

راستی نظر یادتون نره .

 

                                                  «  دغدغه ی یک ذهن »

خدایا

      از تکرار و عادت در عبادت بیزارم .

به من پرستشی الهام دار که هر آن و لحظه ی آن ناب و نادر و هر ذکر آن قابل چون تو قادری قرار گیرد .

نمازی که هر حمد و تسبیح آن گویی برای اولین بار است که بر جان می نشیند و بر زبان جاری می گردد.

نمازی که هر سجده و قیام آن مؤید عظمت ات و اعترافی بر حقارت انسان در برابر توست .

نمازی که از سر تکرار نیست بلکه منبعث از اشتیاقی درونی ست .

خدایا

     مهر پدر و مادری را که از جنس مهربانی خوت است را از من دریغ نفرما .

رضایت آنان رضایت توست . در جهت رضای آنان ضمانتی می نهم و آن همان است که خود گفتی :

« حتی به آنان یک اف نگویید ». رضایت را از چشمهایشان می خواهم .

خدایا

     در همه ی امور اخلاق را بر صرف عمل به طریق حلال و یاحرام برتر می دانم

چرا که در پس اخلاق دانایی نهفته است و در ورای حلال و حرام جهل ونادانی .

نیاز تازه ی زندگی ام است : در رسیدن به یک شخصیت اخلاق گرا نبض امورم را در دستان هدایتت بگیر.

خدایا

      وصلتم را عاشقانه قرار بده . عاشقانه ای که مبدّل به دوست داشتن گردد.

دوست داشتنی که هر آن ابراز آن بی دریغ و بی دروغ است . و در هر لحظه ی برون جستن آن از وجودم

صدای تپش قلبم بلند تر از آوای صادقانه ی « دوستت دارم » است .

خدایا

     سادگی عین زیبای ست . سادگی بهانه ای ست برای باریدن عنایت تو . در پس سادگی همه چیز می بینم و می طلبم . ساده ی ساده .

خدایا

      چشم ها آینه روحند . چشمهایمان را لایق هر صورت و منظری مگردان . نگهدار نگاهمان باش.

                                                                                                                     "  آمین"  

 

 

+ نوشته شده توسط محمد صادق عظیمی در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387 و ساعت 21:50 |


Powered By
BLOGFA.COM